X
تبلیغات
رایتل

دردهایی از دلم

شنبه 17 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 19:49

امروز خیلی دلم گرفت

وقتی دیدم خواهرم تو کلاس شده بازیچه ی نگاه های آلوده

وقتی دیدم خواهرم به خاطر کم عفتی بازیچه چشمهای مریض و قلب های آلوده شده

وقتی برادرم را دیدم که چشمش او را هدایت می کرد و نه او چشمش را

وقتی دیدم عده ای می خواهند حیا و عفت را از دل ورودی های جدید پاک کنند

.

.

.

.

و این درد ها پایانی ندارد

در دلم خواهند ماند


و تو ای خواهرم، ای برادرم چه می دانی از دل من


و کاش می توانستم بگویم

و تو چه می دانی از دل یک بسیجی



امر به معروف این روزا، فدای آزادی شده

کسی به فکر مهدی(عج) نیست، نبودنش عادی شده


اما در دلم تنها درد نیست، امید هم آنجاست


فضای این دل دیوانه، گرفته بوی گل نرگس

دلم نشسته چون پروانه، در آرزوی گل نرگس


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo